چشمخانه

لغت نامه دهخدا

چشمخانه. [ چ َ / چ ِ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) خانه چشم و چشمدان. ( آنندراج ). چشمدان و حفره ای در استخوان پیشانی که چشم در آن قرار گرفته. ( ناظم الاطباء ). کاسه چشم. حدقه چشم. رجوع به چشمدان شود:
از بسکه ناکسیم و خجل شرم میکند
کز چشمخانه سر بدر آرد نگاه ما.باقر کاشی ( از آنندراج ).روزی که نبود آینه حسن در نظر
در چشمخانه رنگ برآرد نگاه ما.قدس ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

( ~. نِ ) (اِمر. ) خانة چشم، حفره ای که چشم در آن جا دارد، کاسة چشم.

فرهنگ عمید

خانۀ چشم، کاسۀ چشم، حفرهای که چشم در آن جا دارد، چشمدان.

فرهنگ فارسی

خانه چشم، کاسه چشم، حفرهای که چشم در آن جای گیرد
( اسم ) خان. چشم حفره ای که چشم در آن جا دارد کاس. چشم.

ویکی واژه

خانة چشم، حفره‌ای که چشم در آن جا دارد، کاسة چشم.

جمله سازی با چشمخانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زبا ن شد خنجر خصم از بهانه دو چشم او کشید از چشمخانه

💡 در چشمخانه بر در و دیوار می تند از دورباش ناز تو تار نگاه من

💡 دور از تو چشمخانه تهی کرده‌ام ز نور حیفست دیگری بنشیند به جای تو

💡 روزی که نبود آینه حسن در نظر در چشمخانه زنگ برآرد نگاه ما

💡 با چنان چشمخانه و پس سر روی از آنجا نهد به جای دگر

💡 به چشم من فلک یک چشمخانه است که انسان مردمک، نور آن یگانه است

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز