جنایات

لغت نامه دهخدا

جنایات. [ ج ِ ] ( ع اِ ) ج ِ جنایت. تقصیرات. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). رجوع به جنایت شود.

فرهنگ عمید

=جنایت

فرهنگ فارسی

جمع جنایت
( مصدراسم ) جمع جنایت

جمله سازی با جنایات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آندری چیکاتیلو که با اسامی مستعار قصاب روستوف یا چاک‌دهنده روستوف نیز معروف است، بین سالهای ۱۹۷۸ و ۱۹۹۰ در روسیه، اوکراین، ازبکستان اتحادیه جماهیر شوروی دست به جنایاتی شدید زده است.

💡 پیش حق عذر جنایات مدان مستی را نیست مسموع در آن محکمه این معذوری

💡 خنک آنگه که کند حق گنهت طاعت مطلق خنک آن دم که جنایات عنایات خدا شد

💡 ور به او چیزی نچسبید از جنایات عموم زیر دشنام می و افیونش اندر می کشی

💡 هر حکومتی وظیفه دارد که از مردم خود علیه کشتار دست جمعی، جنایت جنگی، پاکسازی نژادی یا قومی و جنایت علیه بشریت حمایت کند. این مسئولیت مستلزم پیشگیری از این گونه جنایات از طریق ابزارهای مناسب و ضروری است.

💡 جنایات جنگی ایالات متحده آمریکا، نقض قوانین جنگی توسط نیروهای مسلح ایالات متحده آمریکا می‌باشد که پس از امضای کنوانسیون‌های لاهه ۱۸۹۹، ۱۹۰۷ و کنوانسیون‌های ژنو اتفاق افتاده است.

مافیا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز