چشم زاغ

فرهنگ معین

( ~. ) (ص مر. ) ۱ - کبود چشم. ۲ - کنایه از: بی شرم و حیا.

فرهنگ عمید

۱. ویژگی کسی که چشمان کبودرنگ دارد، کبود چشم.
۲. [قدیمی، مجاز] بی شرم، بی حیا.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- کبود چشم. ۲ - بی شرم بی حیا.
کبودچشم، کنایه ازبی شرم، بی حیا

ویکی واژه

کبود چشم.
کنایه از: بی شرم و حیا.

جمله سازی با چشم زاغ

💡 چشم زاغ است بر سیاهی بال گر سپیدی به چشم زاغ در است

💡 نگویم این که سیه بختیم نمی انداخت چو بال زاغ بدم، همچو چشم زاغ شدم

💡 سپاهان هندی همچون کلاغ به خون غرقه گشتند چون چشم زاغ

💡 باغبان بر رغم بلبل، از صف نامحرمان هرکه چشم زاغ دارد ره به گلشن می‌دهد!

💡 بلبلم، اما سلیم از بی وفایی های گل اشک خونین در چمن همچشم زاغم می کند

💡 درین محمل کسی خوش‌دل نشیند که چشم زاغ پیش از پس ببیند