چز
لغت نامه دهخدا
چز. [ چ َ ] ( اِ ) میمون را گویند که حمدونه است. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( ناظم الاطباء ). حیوانی که نامهای دیگرش بوزینه و میمون است. ( فرهنگ نظام ):
یا مادر تو ز نسل چز بود مگر.طارمی ( از فرهنگ نظام ).
چز. [ چ ُ ] ( اِ ) چرغد و شبگیر. سوسک حمام. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
= میمون۱
فرهنگ فارسی
چرغد و شبگیر و سوسک حمام
ویکی واژه
جاخالی دادن، دررفتن، رهایی یافتن از خطر غیر مترقبه، یکباره جیم شدن. چز زمانی صرف میگردد که در حادثهای مانند تقابل روباه با پلنگ در گذشته، یا سواری با کامیون در معاصر، آنکه حتمی نابود شدنی است بتواند معجزهوار جاخالی داده رها گردد.
جمله سازی با چز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال پالرمو، باشگاه فوتبال بولونیا، و باشگاه فوتبال چزنا اشاره کرد.
💡 نیست چز دندان شکستن چاره ای کج بحث را ازدم عقرب گره نتوان گشود الا به سنگ
💡 با این دل سوزان شررناک ندانم کاین مایه چزا ناله ی ما بی اثر افتاد
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال چیتادلا، باشگاه فوتبال فیورنتینا، باشگاه فوتبال دلفینو پسکارا، و باشگاه فوتبال چزنا اشاره کرد.
💡 نظام گفت:« چیزی که نشان همیدهد که طلا و نقره حقیر است، آن که جز نزد فرومایگان گرد نشود. زیرا هر چز به شبیه خویش گراید. »
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال چزنا، باشگاه فوتبال ساسولو، باشگاه فوتبال جنوآ، باشگاه فوتبال آولینو، و باشگاه فوتبال اسپال اشاره کرد.