چرانی

لغت نامه دهخدا

چرانی. [ چ َ ] ( حامص ) حاصل مصدر یا مصدر مرخم «چرانیدن » است و بصورت ترکیب به کار رود، چون: چشم چرانی، سورچرانی، شکم چرانی، گله چرانی، علف چرانی، خرچرانی، غازچرانی و غیره.

فرهنگ عمید

پول غذا که روزانه یا ماهانه به کسی بدهند.

فرهنگ فارسی

مصدر مرخم چرانیدن که به صورت ترکیب بدینسان آید: چشم چرانی.

جمله سازی با چرانی

💡 حیف است درین فصل دماغی نرسانی چشمی ز گل و لاله چو شبنم نچرانی

💡 گله شما را سپرده صاحب اغنام تا به چراگاه عافیت بچرانید

💡 من از ناچرانی به کردار نی جدل کرده با بنگ و افیون و می

💡 در چراگاه هوس، سالی چرانیدی شکم چند روزی هم کن این آب و علف برخود حرام

💡 رندم و شهره به شوریدگی و شیدایی شیوه‌ام چشم‌چرانی و قدح‌پیمایی

💡 دو گیتی پدید آمد از کاف و نون چرانی به فرمان او در نه چون

کاباره یعنی چه؟
کاباره یعنی چه؟
رد دادن یعنی چه؟
رد دادن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز