پیگیری

مترادف‌ها

تعقیب، دنبال کردن

متضادها

رها کردن، بی‌خیالی

لغت نامه دهخدا

پی گیری. [ پ َ / پ ِ ] ( حامص مرکب ) عمل پی گیر. تعقیب. مداومت. اصرار. || برداشتن رد پای.

فرهنگ معین

( ~. ) (حامص. ) ۱ - تعقیب، دنبال. ۲ - ادامه دادن.

فرهنگ عمید

تعقیب، دنبال کردن.

فرهنگ فارسی

عمل پی گیر. ۱- تعقیب دنبال کردن. ۲- برداشتن رد پای.۳- اصرار. ۴- مداومت.

جمله سازی با پیگیری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در اکتبر ۲۰۲۱ وزارت دادگستری ایالات متحده آمریکا این شرکت را به نقض تعهد پرداخت جریمه‌ یک میلیارد دلاری در ارتباط با توافق با دادستانی ایالات متحده برای منع پیگیری یک پرونده فساد مالی متهم کرد.

💡 پس از این تاریخ هر سال در ماه می‌نشستی با میزبانی اتحادیه بین‌المللی مخابرات و همکاری برخی دیگر از سازمان‌های بین‌المللی به منظور پیگیری مصوبات آن دو اجلاس برگزار می‌شود.

💡 قامت که پیگیری کز بهر خنکت در خورد جز بقدر ابلق تندر، میان نتوان گرفت

💡 شبکه الجزیره در انقلاب‌های عربی نقش مهمی را ایفا کرد. الجزیره تنها رسانه خبری مهم بود که اعتراضات اولیه شکل گرفته پس از خودسوزی بوعزیزی جوان تحصیلکرده و بیکار تونسی را پیگیری کرد و با وجود تهدیدات حکومت وقت تونس، به پوشش‌های رسانه‌ای خود ادامه داد. دفتر الجزیره در دوره انقلاب تونس و حکومت زین العابدین بن علی، تعطیل شده بود.

💡 برای رسیدن به موفقیت در پروژه‌های بزرگ، پیگیری مداوم جزئیات و بررسی مرحله به مرحله پیشرفت کار بسیار حیاتی و ضروری به نظر می‌رسد.

💡 او پس از ارسال مدارک خود به اداره مربوطه، به طور مستمر مراحل اداری را با پیگیری تلفنی دنبال کرد تا نتیجه را بگیرد.

💡 عدم پیگیری صحیح مشکلات مشتریان می‌تواند باعث کاهش اعتماد آن‌ها به برند شود و در نهایت منجر به شکست کسب‌وکار شما گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران