پیگردی

لغت نامه دهخدا

پی گردی. [ پ َ / پ ِ گ َ ] ( حامص مرکب ) عمل پی گرد. عمل گشتن پی چیزی.

فرهنگ عمید

در پی چیزی گشتن، عمل پیگرد.

فرهنگ فارسی

عمل پی گرد پی چیزی گشتن.

دانشنامه آزاد فارسی

پیگردی (Track)
(یا: ردگیری) در مدیریت داده ها، دنبال کردن جریان اطلاعات موجود در یک سیستم دستی یا خودکار. در گرافیک های رایانه ای، تطبیق یافتن یک نماد نمایش داده شده، (مانند یک اشاره گر) بر روی صفحۀ نمایش با حرکات یک ماوس یا دستگاه اشاره گر دیگر.

جمله سازی با پیگردی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او در مدرسه راهنمایی مرکزی در سان کارلوس، کالیفرنیا، و دبیرستان نوتردام، بلمونت، یک مدرسه مقدماتی کاتولیک همگی دخترانه، جایی که او در تیم‌های انگیزشی و پیگردی حضور داشت، تحصیل کرد. او در بازه پنج سال انگیزش رقابتی انجام داد و یکی از اعضای تیم انگیزشی آل استارز پینک کالیفرنیا بود. او دبیرستان را در ترم نخست سال آموزشی خود رها کرد و پس از پذیرش در آزمون برون‌رفت از دبیرستان کالیفرنیا دانش‌آموخته شد.

نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز