پیشنهاد کردن

لغت نامه دهخدا

پیشنهاد کردن. [ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اراده کردن. قصد کردن. || عرضه کردن. پیشنهاد دادن. اعلام خواستاری کاری یا خریدی و یا فروشی. || طرح کردن مطلبی حلاجی شدن آنرا.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- قصد کردن اراده کردن. ۲- اعلام خواستاری کاری یا خریدی و یا فروشی پیشنهاد دادن عرضه کردن. ۳- طرح کردن مطلبی برای حلاجی شدن آن.

ویکی واژه

proporre
راه حل ارائه دادن٬ توصیه کردن

جمله سازی با پیشنهاد کردن

💡 در سال ۱۹۸۰ آنا گرمان پس از پایان خواندن ترانه مردمی روسی به نام «Когда цвели сады» (آنگاه که باغ گل داشت) ناگهان درد شدیدی در پایش احساس کرد. پزشکان درمان جدی و عمل جراحی را پیشنهاد کردند ولکن او امیدوار بود با درمان‌های غیر مرسوم سلامتی اش را بازیابد.

💡 خواهران کستن بیشتر تمرین ارتباط غیر خشونت‌آمیز را پیشنهاد کردند که شامل مقاصد زیر است: [۴]

قلعه خرابه یعنی چه؟
قلعه خرابه یعنی چه؟
ستوار یعنی چه؟
ستوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز