پوشی

پوشی

واژه «پوشی» در لغت فارسی و بر اساس منابع کهن، به معنای نوعی پارچه یا جامه است که در گذشته از آن برای تهیه عمامه، شال کمر و برخی پوشش‌های رسمی و زینتی استفاده می‌شده است. این واژه در متون کلاسیک، به‌ویژه در آثار نظام قاری، به عنوان نام یک نوع پارچه یا بافت خاص به کار رفته که نقش کاربردی در پوشاک سنتی داشته است. در این معنا، «پوشی» صرفاً به معنای لباس کامل نیست بلکه به ماده و پارچه‌ای اشاره دارد که از آن اجزای پوشش ساخته می‌شده است. بنابراین وقتی گفته می‌شود «از پوشی عمامه ساخته می‌شد»، منظور این است که این پارچه در تولید پوشش‌های سر و کمر نقش اصلی داشته است. از نظر معنایی، این کلمه با مفهوم پوشاندن و پوشش نیز ارتباط ریشه‌ای دارد، اما در کاربرد لغوی به شکل اسم برای یک نوع پارچه خاص تثبیت شده است. در فرهنگ‌های لغت مانند لغت‌نامه دهخدا و فرهنگ عمید، این واژه به عنوان پارچه‌ای برای شال سر و کمر تعریف شده است. در متون شعری، «پوشی» گاهی در کنار واژه‌هایی مانند دستار و شال آمده و نشان‌دهنده عناصر پوشاک سنتی طبقات مختلف اجتماعی بوده است. این واژه امروزه کاربرد رایج ندارد و بیشتر در متون تاریخی، ادبی و فرهنگ‌های لغوی قابل مشاهده است. در مجموع، این کلمه به معنای پارچه‌ای خاص و سنتی است که در گذشته برای تهیه شال، عمامه و پوشش‌های کمر به کار می‌رفته است.

لغت نامه دهخدا

پوشی. ( اِ ) جامه ای که از آن عمامه و شال کمر میکرده اند:
قاری، مصنفات تو بر پوشی و برک
هر جا رفوگران هنرور نوشته اند.نظام قاری ( دیوان البسه ).دارم بسی ز ریشه پوشی خیالها
یابم ز عقد طره دستار حالها.نظام قاری ( دیوان البسه ).این سرکشی که در سر پوشی مصری است
کی دست کوتهم بمیانش کمر شود.نظام قاری ( دیوان البسه ).نشان پوشی و نقش علم نخواهد ماند
نماند بندقی و ریشه هم نخواهد ماند.نظام قاری ( دیوان البسه ).میان شدّه و معجر خصومتی افتاد
چنانکه پوشی و دستار را مقالات است.نظام قاری ( دیوان البسه ).تا چند کنی پوش ز پوشی کسان
از جامه عاریت نشاید برخورد.نظام قاری ( دیوان البسه ).بخشد کهن آنکش نوپوشی ثمین باشد
یک نکته از این دفتر گفتیم و همین باشد.نظام قاری ( دیوان البسه ).بس که بر کوه و کمر سر زده پوشی میان
هیچ واقف نشد از معنی پشمین شلوار.نظام قاری ( دیوان البسه ).

فرهنگ عمید

پارچه ای که از آن شال سر و کمر می ساخته اند: تا چند کنی پوش ز پوشی کسان / از جامهٴ عاریت نشاید برخورد (نظام قاری: لغت نامه: پوشی ).

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) پارچه ای که از آن عمامه و شال کمر میساختند.

جمله سازی با پوشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شکل پیری و جوانی روی پوشی پیش نیست مختفی در پیر و پیدا در جوان پیداست کیست

فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز