پرنیاز
مترادفها
نیازمند، محتاج، تنگدست
متضادها
بینیاز، غنی
لغت نامه دهخدا
پرنیاز. [ پ ُ ] ( ص مرکب ) سخت محتاج. بسیار نیازمند:
شد از رنج و تنگی جهان پرنیاز
برآمد بر این روزگاری دراز.فردوسی.
فرهنگ عمید
بسیارنیازمند، محتاج: شد از رنج و تنگی جهان پرنیاز / برآمد براین روزگاری دراز (فردوسی: ۲/۴۱۲ ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) سخت محتاج بسیار نیازمند.
فرهنگستان زبان و ادب
{fastidious} [زیست شناسی-میکرب شناسی] ریزاندامگانی که برای رشد به تغذیه یا محیط کشت پیچیده نیاز دارد
ویکی واژه
ریزاندامگانی که برای رشد به تغذیه یا محیط کشت پیچیده نیاز دارد.
جمله سازی با پرنیاز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کای مردم چشم چشم بازان وی قبله ناز پرنیازان
💡 ببستان سجاده پرنیاز که مسواک دروی بود سروناز
💡 از گرد ره آمدست امروز رحم آر که پرنیاز آمد
💡 چو رکاب مصطفایی سوی عفو روی آرد دو هزار بولهب هم خوش و پرنیاز گردد
💡 ازین صد به پنجاه بازآمدند پر از چاره و پرنیاز آمدند
💡 کودکان در دوران رشد، به مراقبتهای عاطفی و توجه مداوم والدین خود به عنوان یک گروه پرنیاز در مسیر تکامل روانی نیاز مبرم دارند.
💡 در مدیریت بحرانهای انسانی، شناسایی مناطق پرنیاز به منابع آب و غذا، اولین و حیاتیترین قدم برای ارائه کمکهای امدادی به آسیبدیدگان است.
💡 بیمارانی که پس از جراحیهای پیچیده در بخش مراقبتهای ویژه بستری هستند، به شدت پرنیاز به نظارت دقیق و مداوم تیم پزشکی متخصص میباشند.