پرخور به معنای فردی است که به شدت غذا میخورد و به نوعی در خوردن زیادهروی میکند. این واژه در زبان فارسی به عنوان یک صفت به کار میرود و به افرادی اطلاق میشود که عادت به خوردن زیاد دارند. پرخور به نوعی با واژههایی چون اَکول، پرخوار و شکمخواره مرتبط است و به ویژگیهایی از قبیل ولع و اشتهای زیاد در غذا اشاره دارد. این افراد معمولاً به شدت به غذا علاقهمند هستند و ممکن است در برخی موارد به این دلیل دچار مشکلاتی نظیر چاقی یا سایر بیماریها شوند. برعکس پرخور، واژه کمخور قرار دارد که به کسانی اطلاق میشود که در خوردن احتیاط میکنند و به مقدار کمی غذا میخورند. در نهایت، پرخوری یکی از موضوعات جالب در بررسی عادات غذایی و سلامتی انسانها به شمار میآید و نیازمند توجه به عواقب آن است.
پرخور
لغت نامه دهخدا
پرخور. [ پ ُ خوَرْ / خُرْ رْ ] ( نف مرخم مرکب ) اَکول. بسیارخوار. پرخوار. جَوّاظ. شکمخواره. بُلَع. بُلَعة.بولع. مِبلع. مقابل کم خور. و رجوع به پرخوار شود.
فرهنگ معین
(پُ. خُ )(ص فا. ) آن که بسیار می خورد.
فرهنگ عمید
آن که بسیار غذا بخورد، بسیارخوار.
فرهنگ فارسی
( اسم ) بسیار خوارشکم پرست شکم خواره شکمو بند. شکم شکم پرور پر خوار پر خواره اکول بلع بلعه مقابل کم خور.
ویکی واژه
ghiotto
goloso
آن که بسیار میخورد.
جمله سازی با پرخور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پرخوری زین شراب، مست آیی خفته و بیخبر به دست آیی
💡 ریسته از پرخوری و کرده قی کرده قی از بهر چه، ناخورده می
💡 نخستین آنکه اندک خوار گردی اگر پرخور شوی پر خوار گردی