کلمهی «پربرگ» در فارسی به معنای دارای برگهای فراوان است و معمولاً برای گیاهان و درختانی به کار میرود که شاخ و برگ زیاد و انبوه دارند. واژه از دو بخش «پر» به معنای زیاد و «برگ» تشکیل شده است و ترکیب آن به صفتی اشاره دارد که نشاندهنده وفور یا تراکم برگها در یک گیاه است. در متون ادبی و ادبیات کهن، «پربرگ» علاوه بر کاربرد لفظی در توصیف گیاهان، به صورت استعاری نیز به کار رفته است. در این کاربرد، واژه برای اشاره به افرادی بهکار میرود که دارای دارایی، مال و اموال فراوان هستند یا زندگی پر رونق و سرشار از امکانات مادی دارند. همچنین، «پربرگ» میتواند به صورت مجاز برای توصیف چیزی سرشار، پرتوان و فراوان (مثل اندیشههای گسترده، آثار ادبی یا حتی فرصتها و امکانات) استفاده شود، به نحوی که مفهوم وفور و غنای آن به حوزهای غیرمادی و کیفی منتقل میشود.
پربرگ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۲. [قدیمی] کسی که سازوسامان و توشۀ بسیار دارد.
فرهنگ فارسی
جمله سازی با پربرگ
دانی که درخت من در رقص چرا آید ای شاخ و درختم را پربرگ و ثمر کرده
بیقدر تو در بستان هر شاخ که پربرگ است ماریست مرا کز وی آویخته عقربها
جهان زین ساز پربرگ و نوا شد نوای عیش از دل غمزدا شد