مسامیح

مترادف‌ها

مساجد، عبادتگاه‌ها

لغت نامه دهخدا

مسامیح. [ م َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مسمح و مسماح. جوانمردان. ( اقرب الموارد ). رجوع به مسمح و مسماح شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران