پرشدن. [ پ ُ ش ُدَ ] ( مص مرکب ) مملو گشتن. امتلاء. ملاء:
سرچشمه شاید گرفتن به بیل
چو پر شد نشاید گذشتن به پیل.سعدی. || بسیار شدن:
پشه چو پر شد بزند پیل را
با همه تندی و صلابت که اوست.سعدی.- پر شدن آوند؛ تمذّج.
- پر شدن شکم؛ اندراع. اکتظاظ.
(پُ. شُ دَ ) (مص ل. ) ۱ - لبریز شدن. ۲ - فراوان شدن.
( مصدر ) ۱- مملو گشتن ممتلی شدن امتلائ. ۲- فراوان شدن بسیار شدن. یا پر شدن گوش ( کسی ) از...یا پر شدن قفیز. ۱- لبریز شدن پیمانه. ۲- سپری شدن چیزی. ۳- مردن کشته شدن. ۴- تمام شدن پیمان. صبر برسیدن شکیب. یا پر شدن پیمانه. ۱- شکیبایی بپایان آمدن. ۲- عمر بسر آمدن رسیدن اجل.
[فیزیک] ← باردار کردن
لبریز شدن.
فراوان شدن.
💡 دیواره مقعد به دلیل عبور مدفوع، حالت ارتجاعی دارد و توسط دو عضله به نام اسفنکتر داخلی و اسفنکتر خارجی کنترل میشود. عضلات اسفنکتر به ایجاد انقباض در دریچه مقعد و کنترل دفع کمک میکنند. البته یک دریچه غیرارادی هم در داخل مقعد وجود دارد که پس از پر شدن رکتوم، مدفوع از طریق آن وارد کانال کوچک مقعد میشود.
💡 اصحاب و اقربا و جوانانش از جفا پرپر شدند همچو گل، از تیغ اشقیا
💡 قومی بر آستان حقیقت نهاده سر کاین راهرا بپای طلب پی سپر شدند
💡 بیقناعت کیسهٔ حرصت نخواهد پر شدن تا به کی چون مار میگردی شکم در آستین
💡 بر دست دل گرفته ز سر تا بپای تن در عشق و پیش تیر ملامت سپر شدند
💡 آبشار آبتاف دارای دو آبگیر در بالا میباشد که در فصل بارندگی پس از پر شدن از آب به آبگیری که در پایین قرار دارد، سرازیر میشود و پس از طی مسافت ۵۰۰ متر به رودخانه کشکان میپیوندد.