پایشگر
مترادفها
ناظر، رصدکننده، مراقب
فرهنگستان زبان و ادب
{monitor} [رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] دستگاهی برای پاییدن و مشاهدۀ فعالیت ها در سامانۀ پردازشی به منظور تحلیل های بعدی [مهندسی مخابرات] شخص یا سامانۀ ناظر بر محیط یا صحنه یا دستگاه
جمله سازی با پایشگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هولتر شامل دو بخش جداگانه مانیتورینگ رجیستراتور و اسکنر است. پایشگر(مانیتورینگ) توسط تعدادی سیم به الکترودهای چسبی روی سینه بیمار وصل میشود و دستگاه نوار قلب بیمار را برای مدت ۲۴ تا ۴۸ ساعت میتواند ضبط کند. پس از این زمان بیمار نزد پزشک بازگشته و دستگاه ثبت هولتر را به اسکنر مربوط به آن متصل میکنند تااطلاعات ثبت شده در هولتر را آنالیز و قسمتهای مهم آن روی نوار قلب ثبت میشود و بدین ترتیب٬ پزشک میتواند فعالیت قلب را در یک دوره زمانی بسیار طولانیتر از یک نوارقلب ساده کنترل نماید.