پیوند دادن

مترادف‌ها

وصل کردن، متصل کردن، پیوستن

متضادها

جدا کردن، گسستن، قطع کردن

فرهنگستان زبان و ادب

{link} [رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] ارتباط دادن دو جزء نرم افزاری یا سخت افزاری

ویکی واژه

ارتباط دادن دو جزء نرم‏افزاری یا سخت‏افزاری.

جمله سازی با پیوند دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 روستای آش نیز جزء روستاهایی بوده که در سابق از توابع بخش بستک بوده‌اند که پس از سال ۱۳۶۴ خورشیدی از توابع بستک جدا شده‌اند و به بخش خمیر پیوند دادند.

💡 یک فرمول هورن یک فرمول گزاره ایست که به وسیلهٔ پیوند دادن عبارت‌های هورن شکل یافته‌است.

💡 آب و روغن را به هم پیوند دادن مشکل است آشنایی های بی نسبت سر بیگانگی است

💡 «استخراج مدرک و کشف پیوند» به معنی توسعه ابزار و فناوری‌ها برای کشف خودکار، استخراج و پیوند دادن شواهد پراکنده در مقادیر زیادی از منابع داده طبقه‌بندی‌شده و طبقه‌بندی‌نشده‌است. نمونه این داده‌ها پیشینه تماس‌های تلفنی در پایگاه داده آژانس امنیت ملی (مین‌وی)، تاریخچه وب‌گردی، یا تراکنش مالی هستند.

💡 پزشکان متخصص با استفاده از تکنولوژی‌های نوین پزشکی، موفق شدند با پیوند دادن بافت‌های سالم، سلامت بیماران دچار آسیب‌های شدید را بازگردانند.

💡 در پروژه‌های بزرگ ساختمانی، مهندسان از روش‌های مختلف برای پیوند دادن قطعات فلزی به سازه اصلی جهت افزایش استحکام بنا استفاده می‌کنند.

💡 هدف اصلی این برنامه آموزشی، پیوند دادن دانش نظری با مهارت‌های عملی است تا دانش‌آموزان بتوانند در دنیای واقعی به خوبی عمل کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران