لغت نامه دهخدا
پاشش. [ ش ِ ] ( اِمص ) اسم مصدر از پاشیدن.
پاشش. [ ش ِ ] ( اِمص ) اسم مصدر از پاشیدن.
( اسم. پاشیدن ) عمل پاشیدن.
{dispersion} [شیمی، فیزیک] تجزیۀ بسامدهای گوناگون موج مرکب به مؤلفه های آن براثر سرعت های متفاوت موج در محیط انتشار
پاشش (امواج آب). پدیده پاشش ( Dispersion ) در امواج سطح آب ( و در بسیاری امواج دیگر نظیر نور و پلاسما ) سبب می گردد که امواج آب بسته به طول موج شان با سرعت های فاز مختلف انتشار یابند.
چنانچه در محیطی امواج دارای طول موج های مختلف با سرعت های متفاوت انتشار پیدا نمایند آن ها را امواج تفرق زا می نامیم. پدیدهٔ تفرق زایی را تنها منبع ایجاد موج نیست که تعیین می کند بلکه به محیط انتشار هم وابسته می باشد. آب از جمله محیط های تفرق زا می باشد.
به منظور مشاهدهٔ رفتار تفرق زای امواج به صورت ریاضی مثال های زیر را می توان شاهد آورد:
معادله کلاین - گوردون را در نظر می گیریم:
ϕ t t − ϕ x x + ϕ = 0
با توجه به خطی بودن معادلهٔ بالا چنانچه تبدیل دو بعدی فوریه را به صورت زیر اعمال کنیم خواهیم داشت:
ϕ ( t , x ) را به فرم زیر بیان کرده و در معادله قرار می دهیم.
ϕ ( t , x ) = Σ c ( ω , k ) e i ( ω t + k x )
که در این جا ω فرکانس، k عدد موج، و i = − 1 واحد موهومی است. پس از مشتق گیری های جزئی و اعمال پاره ای عملیات سادهٔ جبری به دست می آوریم:
ω 2 = k 2 + 1
که در واقع، رابطهٔ مابین دو متغیر ω و k را در فضای فوریه با مختصات فرکانس و عدد موج بیان می دارد. به زبان فیزیک و مکانیک امواج چنین رابطه ای را رابطهٔ تفرق می نامیم.
معادله خطی کورتوگ - دوریز را در نظر می گیریم:
ϕ t + 3 2 ϕ x + 1 6 ϕ x x x = 0
با تبدیل فوریه این معادله دیفرانسیل خطی به فضای فرکانس، عدد موج رابطه تفرق مربوطه خواهدشد:
ω = 3 2 k − 1 6 k 3
تجزیۀ بسامدهای گوناگون موج مرکب به مؤلفههای آن براثر سرعتهای متفاوت موج در محیط انتشار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به رزم و بزم کف زرفشان سر پاشش گهی ضراب نماید گهی شود ضراب
💡 آن شه راد که در پیش کف در پاشش کاری از بخشش درهای ثمین خوشتر نیست
💡 همی تا قطب ناظوری است زیر گنبد اخضر شکر پاشش زیک نقل است و ازدیگرفلاسنگش
💡 به زخمی کز فراق گل عذاریست نمک پاشش نسیم نوبهاریست
💡 همی تا قطب با حورست زیر گنبد اخضر شکر پاشش ز یک پله است و از دیگر فلا سنگش
💡 کار خواجو بهوای لب دُر پاشش نیست جز بالماس زبان گوهر معنی سفتن