فرهنگ معین
(دِ ) (اِمر. ) نوعی مرغ ماهیخوار با پاهای دراز و منقار خمیده و پرهای سرخ کمرنگ.
(دِ ) (اِمر. ) نوعی مرغ ماهیخوار با پاهای دراز و منقار خمیده و پرهای سرخ کمرنگ.
مرغی ماهی خوار با پرهای سرخ کم رنگ و پاهای دراز و منقار بلند که بیشتر در مصر پیدا می شود و در کنار آب ها و باتلاق ها به سر می برد.
( اسم ) مرغی ماهیخوار دارای پرهای سرخ کم رنگ و پاهای دراز و منقار خمیده که در کنار آبها و باتلاقها بسر میبرد و بیشتر در مصر دیده شود.
نوعی مرغ ماهیخوار با پاهای دراز و منقار خمیده و پرهای سرخ کمرنگ.
💡 کشید سرو سهی پادرازتر زگلیم عبای سبز حنینی ازان شدش در بر
💡 آن کوی پادراز چو می بینم و سجیف تشبیهشان بجدول و پرگار میکنم
💡 «دعا گویم، به نام نیزهبازی خورم با چای، نان پادرازی»