واژگونه شدن
مترادفها
وارونه شدن، زیر و رو شدن، دگرگون شدن
متضادها
راست شدن، مستقیم شدن
لغت نامه دهخدا
واژگونه شدن. [ ن َ / ن ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) واژگون شدن. سرنگون شدن. وارونه شدن. باژگونه شدن. رجوع به واژگون شدن شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) واژگون شدن
جمله سازی با واژگونه شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مؤ لف: مقصود از زير و رو شدن دل واژگونه گشتن نفس در ادراكات و معكوس شدن آن درصدور احكام به خاطر پيروى هواى نفس و اعراض ازعقل سليم است، آن عقلى كه تقاضاهاى قواى سركش حيوانى راتعديل مى كند.
💡 مؤ لف قدس سره: بله اگر انسان از كتاب خدا و از احاديث و از اجماع امت و تاريخ چشم بپوشاند مى تواند به اين صورت اقوال مسلمين در اين مساءله را واژگونه سازد، وبگويد اصلا متعه داخل اسلام نشده با اينكه متعه در زمان رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) سنت قائمه اى بوده، و عمر در زمان خلافتش از آن نهى كرده، و يا نهى رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) را اجرا نموده، و جمعى نهى اورا از راه نسخ شدن آيه استمتاع به وسيله آياتى ديگر و يا به وسيله نهى رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) توجيه كرده اند
💡 با وقوع بحران اقتصادی ناگهانی در کشور، تمام برنامههای بلندمدت دولت برای توسعه زیرساختهای صنعتی و کشاورزی به طور کامل واژگونه شدن و شرایط زندگی مردم دشوار شد.
💡 تغییرات سریع تکنولوژی در قرن بیست و یکم باعث شده است که بسیاری از مشاغل سنتی و قدیمی به طور کامل واژگونه شدن و جای خود را به فناوریهای نوین بدهند.
💡 وقتی نتایج امتحان بر خلاف تمام انتظارات و تلاشهای شبانهروزی او بود، تمام باورها و دیدگاههای او نسبت به تواناییهای شخصیاش کاملاً واژگونه شدن.