ویراستن

لغت نامه دهخدا

ویراستن. [ ت َ ] ( مص ) پیراستن. رجوع به پیراستن شود.

فرهنگ معین

(تَ ) (مص م. ) پیراستن، آراستن.

فرهنگ عمید

۱. ویرایش کردن. = ویرایش
۲. [قدیمی] دباغی کردن.

فرهنگ فارسی

پیراستن، منظم کردن
پیراستن: ((... و کندرو سریشم ماهی و پوست نار و گلنار و مازوی خام و تتری و آن بیخ که پوست گران پوست ویرایند بوی... ) )

ویکی واژه

فرایند غیریدن (تغییر دادن) یه محتوا، معمولا با تصمیم‌گیری درمورد حذفیدن یا نگهداری بخش‌هایی، برای آمودن اش به یه منظور خاص: ویراستن یه فیلم عروسی کاری زمان‌بر است. برای من، ویراستن کتاب کاری بسیار جذاب است.
یه محتوا (متن، کد، چندرسانه، و...) را برای یه منظور خاص غیریدن (تغییر دادن): کتاب هه را ویراستم. متنی که برایم فرستادی را دارم می‌ویرایم. کتاب هه را ویراستم.

جمله سازی با ویراستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با مرگ ارسطو اودموس به زادگاهش رودس بازگشت و در آنجا آموزشگاه فلسفه‌ای به راه انداخت و به ویراستن آثار استاد خویش پرداخت.

باری یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز