لغت نامه دهخدا
ول چر. [ وِ چ َ ] ( نف مرکب ) ول چرنده. شخص بی باعث و بانی و افسارسرخود. ( لغات عامیانه جمال زاده ).
ول چر. [ وِ چ َ ] ( نف مرکب ) ول چرنده. شخص بی باعث و بانی و افسارسرخود. ( لغات عامیانه جمال زاده ).
(وِ چَ ) (ص فا. ) (عا. ) = ول چرنده: شخص بی باعث و بانی و افسار سرخود.
(عا.)
ول چرنده: شخص بی باعث و بانی و افسار سرخود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نگفتهاند حکیمان که دل به دل کشد آخر چو مایلم به تو چندین ز من ملول چرایی
💡 گفتم چه کردهام که نگاهم نمیکنی؟ وآن دوستی که داشتی اول چرا کم است؟
💡 وگر درازی را هست عذر و دشخواری نه طول چرخست این و نه سد اسکندر
💡 گفتمش ای بت شنگول چرائی توملول کز ملامت زدی اندر دل وجانم آذر
💡 شب به یاد آفتاب اول چراغان می کنند می رسد آخر به جایی ناله شبخیز ما