وصفی
مترادفها
توصیفی، صفتگونه
متضادها
دستوری
لغت نامه دهخدا
وصفی. [ وَ ] ( ص نسبی ) منسوب است به وصف. رجوع به وصف شود.
فرهنگ فارسی
(صفت ) منسوب به وصف.
جمله سازی با وصفی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همان نوری که آدم زا وصفی گشت در اصلابش بصفوت مختفی گشت
💡 بهر وصفی است گرچه ذو صفات او غنی است و احد واجب بذات او
💡 ای کلک گهربار تو موصوف به وصفی کان معجزهٔ جملهٔ اوصاف وصفاتست
💡 هر آن وصفی که خواهم کرد از جان حقیقت برتر از آنست میدان
💡 قصه این و آن مخوان وصفی از آن دهان بگو رفت سبکتکین و تو وصف ایاز میکنی
💡 در دستور زبان فارسی، کلمه وصفی نقش تعیین ویژگیهای یک اسم را در جمله بر عهده دارد تا معنای آن را دقیقتر بیان کند.
💡 نویسنده در این رمان با استفاده از عبارات وصفی بسیار دقیق، توانسته است فضای سرد و تنهایی شخصیت اصلی داستان را به خوبی ترسیم کند.
💡 تحلیلهای وصفی ارائه شده در این گزارش علمی، به ما کمک میکند تا ویژگیهای ظاهری و درونی این ماده جدید را به طور کامل درک کنیم.