وخوش

لغت نامه دهخدا

وخوش. [ وُ ] ( ع اِ ) ج ِ وخش. ( منتهی الارب ) رجوع به وخش شود.

فرهنگ فارسی

جمع وخش

جمله سازی با وخوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شبانگه نامِ حق را مردِ حق جوی بمشک خود معطّر کرد وخوش بوی

💡 ولایت تو ز امن ای امیر چون حرم است ز خرمی وخوشی همچون روضه رضوان

💡 جوی زپر تو رویت چو بر سپهر افتد قمر ز خرمن حسن توخوشه چین گردد

💡 چوخوشتر باشد از دو عاشق نغز دو شکرشان بهم بادام در مغز

💡 گر چشم گشایم به جمال توخوش است ور دیده ببندم به خیال تو خوش است

تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز