واژگون

واژه واژگون به معنای معکوس، برعکس یا در حالت وارونه به کار می‌رود. لالهٔ واژگون یک سرده از راستهٔ سوسن‌سانان به شمار می‌آید. این گیاهان علفی، پیازدار و پایا متعلق به خانوادهٔ سوسنیان هستند. تا کنون بین ۱۳۰ تا ۱۴۰ گونه از این گیاهان شناسایی شده که در هشت زیرسرده طبقه‌بندی شده‌اند. این گیاهان بومی مناطق معتدل در بخش‌های وسیعی از نیم‌کره شمالی هستند و از دریای مدیترانه و شمال آفریقا تا سراسر اوراسیا و برخی نواحی آمریکای شمالی را شامل می‌شوند. گونه نمادین این سرده، این نوع لاله کله‌ماری است. لاله‌های واژگون به عنوان گیاهان زینتی در باغبانی و صنعت گل و همچنین در طب سنتی چین از اهمیت اقتصادی بالایی برخوردارند. این موضوع موجب تهدید نسل لاله‌های واژگون در برخی مناطق شده است.

لغت نامه دهخدا

واژگون. ( ص ) وارونه. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). برگشته. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). سرنگون. معکوس. مقلوب. ( ناظم الاطباء ). واژگونه. ( آنندراج ). وارونه. واژون. واژونه. باشگونه. باشگون. || مجازاً شوم. نامبارک. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ):
این قصه عجب شنو از بخت واژگون
ما را بکشت یار به انفاس عیسوی.حافظ.

فرهنگ معین

(ص. ) ۱ - برگشته، سرنگون. ۲ - بخت برگشته. ۳ - شوم، نامبارک.

فرهنگ عمید

۱. سرنگون، برگشته، وارون.
۲. [مجاز] دارای نامبارکی، شوم: بخت واژگون.
۳. ازکاربرکنارشده معزول.
* واژگون شدن:
۱. وارونه شدن.
۲. [مجاز] از دست دادن قدرت و حکومت، سقوط کردن: سلسلهٴ زندیه توسط آغامحمدخان قاجار واژگون شد.

فرهنگ فارسی

سرنگون، وارون، برگشته، باژگون، باژگونه
( صفت ) ۱ - سرنگون وارون. ۲ - آنکه رفتارش نادرست و نامعقول باشد. یا اختر ( بخت واژگون. اختر ( بخت )

ویکی واژه

rovescio
برگشته، سرنگون.
بخت برگشته.
شوم، نامبارک.

جملاتی از کلمه واژگون

پریشانم شبیه زلف لیلی مثال بخت مجنون واژگونم!
ز واژگونی بخت این گمان نبود مرا که روزگار نشاند تو را برابر من
فریب ساحل ازین بحر بیکنار مخور که هر سفینه در او نعل واژگون باشد
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم