لغت نامه دهخدا
تنقد. [ ت َن َق ْ ق ُ ] ( ع مص ) سره کردن درم و جز آن را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
تنقد. [ ت َن َق ْ ق ُ ] ( ع مص ) سره کردن درم و جز آن را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
سره کردن درم و جز آن را.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 114- (( واعلموا رحمكم اللّه، ان القرآن والعمل به يهدى للتى هى اقوم، لان اللّه شرفه و كرمه و عظمه، و سماه روحا و رحمة،و شفاء و هدى و نورا، و قطع بمعجزة التاءليف اطماع الكائدين، و ابانه بعجيب النظمعن حيل المتكلمين، و جعله متلوا لايمل و مسموعا لاتمجد الاذان و غضا لا يخلق عنه كثرة التردد،و عجبا لا تنقضى عجائبه، و مفيد الا تنقد فوائده )). ))(( الحدائق الورديه )) ج 1 ص 147.