والامنش
مترادفها
شریف، بزرگمنش، نجیب، پاکنهاد
متضادها
پستمنش، فرومایه
لغت نامه دهخدا
والامنش. [ م َ ن ِ ] ( ص مرکب ) کسی که طبیعت وی عالی بود. ( ناظم الاطباء ). عالی طبع. بلندطبع. صاحب طبع بلند. بلندطبیعت:
بفرمود خسرو که بنهید خوان
بزرگان والامنش را بخوان.فردوسی.والامنشی که پشت در پشت آگاه
بر شاه جهان عزیز و بر صاحب شاه.منوچهری.
فرهنگ معین
(مَ ن ) (ص مر. ) بلندطبع.
فرهنگ عمید
ویژگی آن که طبیعت عالی دارد، بلندطبع.
فرهنگ فارسی
(صفت ) آنکه دارای طبیعت عالی باشد
جمله سازی با والامنش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کز صروف روزگار ایمن بود هر سفله طبع رنج دل باشد نصیب مردم والامنش
💡 زان بزرگ اندیشه والامنش نشگفت اگر پایه ایوان او بر تارک کیوان بود
💡 بدو در دو سالار والامنش هنرورز و بهروز و نیکو کنش