لغت نامه دهخدا
هکک. [ هَُ ک َ ] ( اِ ) به معنی هکچه که جستن گلوباشد، و به عربی فواق خوانند. ( برهان ):
زآب سنان به سینه دشمن فرونشان
چون زامتلای خون دل او را هکک بود.امیرخسرو.
هکک. [ هَِ ک َ ] ( اِ ) چیزی را گویند مانند کجاوه. ( برهان ).
هکک. [ هَُ ک َ ] ( اِ ) به معنی هکچه که جستن گلوباشد، و به عربی فواق خوانند. ( برهان ):
زآب سنان به سینه دشمن فرونشان
چون زامتلای خون دل او را هکک بود.امیرخسرو.
هکک. [ هَِ ک َ ] ( اِ ) چیزی را گویند مانند کجاوه. ( برهان ).
= سکسکه
(اسم ) جستن گلو فواق.توضیح سکسکه
چیزی را گویند مانند کجاوه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنا (المیانا) آرتیومی هککیان (ارمنی: Աննա (Էլմիաննա) Արտյոմի Հեքեքյան؛ زادهٔ ۱۵ اوت ۱۹۵۵) فیلمنامهنویس و کارگردان فیلم اهل ارمنستان است.