همار

لغت نامه دهخدا

همار. [ هََ ] ( اِ ) اندازه باشد. ( برهان ). || حساب را نیز گویند که شمردن چیزی باشد. ( برهان ). رجوع به آمار شود.
همار. [ هََ ] ( ق ) همارا. رجوع به همارا و هماره شود.
همار. [ هََ م ْ ما ] ( ع ص ) ابر نیک روان. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(هَ ) (اِ. ) آمار، شماره، عدد.

فرهنگ عمید

۱. آمار، شمار.
۲. عدد و حساب.
۳. (قید ) = همواره

فرهنگ فارسی

(اسم ) ۱- شماره حساب. ۲- آمار.
ابر نیک روان

ویکی واژه

آمار، شماره، عدد.

جمله سازی با همار

💡 هماره ورد زبان کمال این بود و بس که کسی به آرزوی دل نیافت عمر دوباره

💡 هماره گفت مصطفی علی بود حُسام من به شرع من وصیّ من به جای من امام من

💡 شب و روزش دو شهمار است و خود ضحاک و ماران است نمی بینی که مغز سر خورد پیوسته مارانش

💡 هماره تاکه در آفاق هست پست و بلد همیشه تا که در ایام هست زشت و پلید

💡 هماره تا همه را در سرای نور و ظلم بنور دیده توان ظلمت و ضیاء دیدن

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اتی یعنی چه؟
اتی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز