هم پشتی

لغت نامه دهخدا

هم پشتی. [ هََ پ ُ ] ( حامص مرکب ) مدد و معونت و یکدیگر را یاری کردن: هم پشتی و یکدلی و موافقت میباید. ( تاریخ بیهقی ). از هم پشتی دشمنان اندیش نه از بسیاری ایشان. ( مرزبان نامه ).
اگرچه مرا با چنین برگ و ساز
به هم پشتی کس نیاید نیاز.نظامی.

فرهنگ معین

( ~. پُ ) (حامص. ) هم پشت بودن، یاری، یاوری.

فرهنگ فارسی

هم پشت بودن یاری یاوری:... تا ببرکات یک دلی و مخالصت ومیامن هم پشتی و معاونت از چندین ورط. هایل خلاص یافتند.

جمله سازی با هم پشتی

💡 اگر چه مرا با چنین برگ و ساز به هم پشتی کس نیاید نیاز

💡 باندک لشگر اندک کرد مر بسیار ایشان را سپه را شاه دانا به ز هم پشتی بسیاری

💡 جهان جویان بدمسازی جهان گیران بهم پشتی جهان سوزان بیک زخمی جهان روبان بیکباری

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
آب و آتش یعنی چه؟
آب و آتش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز