هم مشرب
مترادفها
همسلیقه، همطینت، همنظر
فرهنگ معین
(هَ. مَ رَ ) [ فا - ع. ] (ص. ) هم فکر، هم عقیده.
فرهنگ عمید
دو یا چند تن که بریک طریقه و طبیعت و خوی باشند.
فرهنگ فارسی
( صفت ) دو یا چند تن که دارای یک مشرب و طبیعت و خوی باشند.
ویکی واژه
هم فکر، هم عقیده.
جمله سازی با هم مشرب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هم مشرب اوضاع گرفتاری صبحیم پرواز به منظر نرسد از قفس ما
💡 درگاه رفیع تو در ایام شداید هم مشرب عطشان شد و هم مطعم جایع
💡 نگردی ای شرار کاغذ از هم مشربان غافل که از خاکستر ما هم پر افشان بود طاووسی
💡 اینقدر هم مشرب گرداب غفلت داشتهست در محیط از جیب خویش ایجاد چاهی میکنم
💡 دل چو شد روشن جهان هم مشرب او میشود شش جهت در خانهٔ آیینه یکرو میشود
💡 رفیق کعبه و هم مشرب خراباتی به نام و ننگ نبینی زهی حریف لطیف