لغت نامه دهخدا
همشیر. [ هََ ] ( ص مرکب ) هم شیر. برادر رضاعی. ( آنندراج ). دو کودک ( دختر یا پسر ) که از یک پستان شیر خورند. رضیع. رضیعة.
همشیر. [ هََ ] ( ص مرکب ) هم شیر. برادر رضاعی. ( آنندراج ). دو کودک ( دختر یا پسر ) که از یک پستان شیر خورند. رضیع. رضیعة.
کسی که با دیگری از یک پستان شیر خورده باشد، دو کودک که یک دایه آن ها را شیر داده باشد.
دوکودک که باهم ا یک دایه شیرخورده باشند
هم شیر (جمع هم شیرها)
کودکانی که از یک مادر شیر خورده اند. برادر یا خواهر رضاعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 موالی را همه پندی معادی را همه بندی که هم شاه جهانگیری و هم شیر عدو بندی
💡 هم شانه و هم مویی هم آینه هم رویی هم شیر و هم آهویی هم اینی و هم آنی
💡 تو را می سپارم به یزدان فرد که هم بخت یاری و هم شیر مرد
💡 که صد طوفان اگر از جای خیزد ز هم شیرازه ی آن را نریزد
💡 اگر سهم شیری بیفتد ز شیر حَروناَستری مغزش آرد به زیر