هست و نیست

مترادف‌ها

وجود و عدم

لغت نامه دهخدا

هست و نیست. [ هََ ت ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) کون و فساد. بودونبود. رجوع به ترکیب های مدخل هست شود. || تمام دارایی. مایملک: هست ونیست من همین خانه است؛ جز این چیزی ندارم. ( یادداشت به خط مؤلف ).

فرهنگ معین

(هَ تُ )(اِمر. )(عا. )همة موجودی و دارایی.

فرهنگ فارسی

(اسم ) ۱- وجودوعدم. ۲- سبب وایجاب. ۳- دارایی وتهیدستی ثروت وفقر. ۴- دارایی مایملک کل موجودی: (( دیشب منزل ما رادزد زد وهست ونیستمان رابرد. ) )

ویکی واژه

(عا.)
همة موجودی و دارایی.

جمله سازی با هست و نیست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چون هست و نیست نماند بیک قرار آن به کزان بیاد نیاید دل ترا

💡 گر وصل دوست میطلبی هست و نیست را خوش در قمار عشق بیکباره پاکباز

💡 کاین جهان و آن جهان و هست و نیست کفر و اسلام و بد و نیکش یکیست

💡 هر لحظه هست و نیست شود نفس کاینات فیض خدا چو هرنفس آمد شدی کند

💡 حسن بدان تا کند جلوه گهت بر همه پیرهن هست و نیست، ساخت نهان ترا

💡 در مباحث فلسفی عمیق، بحث درباره هست و نیست انسان و معنای واقعی حیات، یکی از پیچیده‌ترین موضوعاتی است که فیلسوفان قرن‌ها بر آن تأمل کرده‌اند.

💡 او تمام دارایی و هست و نیست خود را در این مسیر پرپیچ و خم زندگی برای رسیدن به هدفی بزرگ و ارزشمند فدا کرد تا به آرامش برسد.

💡 گاهی انسان در لحظات سخت زندگی دچار تردید می‌شود و نسبت به هست و نیست تمام تلاش‌های خود و نتیجه نهایی کارهایش دچار شک و تردید عمیقی می‌گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران