هزیل
مترادفها
سبکبار، بیهوده، بیهوده گو
متضادها
عاقل، خردمند، دانا
لغت نامه دهخدا
هزیل. [ هَِ زْ زی ] ( ع ص ) کثیرالهزل. ( اقرب الموارد ).
هزیل. [ هََ ] ( ع ص ) لاغر. نزار. ج، هزلی. ( یادداشت مؤلف ). ضد سمین. ج، هَزْلی ̍. ( اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(هَ ) [ ع. ] (ص. ) لاغر.
فرهنگ عمید
لاغر.
فرهنگ فارسی
لاغر
(صفت ) لاغر.
کثیر الهزل
ویکی واژه
لاغر.
جمله سازی با هزیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که این همیشه بود همچو بدر دامان پر و آن چوماه شود گه هزیل و گاه سمین
💡 رخی ز خوردن خون چون دهان شیران سرخ تنی ز گُرسَنِگی چون میان شیر، هزیل