لغت نامه دهخدا
هزلی. [ هََ ل َ ] ( ع اِ ) مارها. واحد ندارد. ( منتهی الارب ).
هزلی. [ هََ ل َ ] ( ع اِ ) مارها. واحد ندارد. ( منتهی الارب ).
(صفت ) منسوب به هزل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حاش لله که مرا نیست بدین ره مذهب جز که هزلی است که رفته است میان شعرا
💡 باری ار هزلی فتد گاهی بنادر در سخن حکمتی دارد که داند نکته یاب دوربین
💡 غواص بحر علمی و نقاد عین فضل معیار جد و هزلی و میزان نظم و نثر
💡 جد و هزلی به یکدگر یارست گرنه نیک است باب بازار است
💡 لیک هزلی نه که از دود دروغ برد از چهره جد تو فروغ