هرجائی

مترادف‌ها

همه‌جا، هر جا

متضادها

یک‌جا، محدود

لغت نامه دهخدا

هرجائی. [ هََ ] ( ص نسبی ) هرجایی. رجوع به هرجایی شود.

فرهنگ فارسی

هرجایی

جمله سازی با هرجائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ای مکر در آموخته هرجائی را یک مکر برای من درانگیز و بیا

💡 تو هرجائی که یابی احتیاجی یقین باید که می‌خواهد خراجی

💡 بهرجائی که خواهی خیمه گستر طناب از دیگران جستن حرام است

💡 نکنم اگر چاره دلِ هرجائی را نتوانم تن ندهم رسوائی را

💡 در این پرگار گردانم چو پرگار طلبکارم بهرجائی رخ یار

💡 عشق هرجائی که انجام افکند ننگ آرد جملگی نام افکند

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران