ها. ( اِ ) نام حرف هَ: آتش افتاد روی چادر دو تا گل مثل چشم «ها» سوخت. الهی چشمهاشان را مرده شور درآرد... ( چرند و پرند تألیف دهخدا از روزنامه ایران کنونی ). || هاء دوچشم، در تداول عامه هاء هوز است.
ها. ( ق ) ( در تداول ) آری؛ در مقابل نه: یا ها یا نه. نه ها، نه، نه. نه ها گفت نه نه؛ یعنی هیچ نگفت:
پریرویان مه سیما سلامی ها علیکی نه.
ها.( پسوند ) محمد معین نوشته است: دومین نشانه جمع در پهلوی «ایها» است
(اِ. ) هر فصل از کتاب «یسنا».
۱ - (ق ایجاب و تصدیق. ) (عا. ) آری، بلی. مق نه. ۲ - (ق استفهام. ) چه ¿ چه طور¿
[ په. ] (پس. ) نشانة جمع.
۱ - (صت. ) کلمة دال بر تنبیه، آگاه باش. ۲ - (صت. ) از ادات تحذیر است، هان،ها، مار. نروی ها! کلمة دال بر تحذیر: ها، مار.
نام حرف «ه».
* های بیان حرکت: حرف «ه» که در آخر کلمات درمی آید و به صورت e
* های ملفوظ: حرف «ه» که در اول، وسط و آخر کلمه می آید و به صورت h
۱. [عامیانه] کلمۀ جواب، بلی، آری.
۲. [عامیانه] چه گفتی؟: ها؟ با کی بودی؟
۳. [عامیانه] درست است؟، نظر تو چیست؟: همه چیز گران شده، ها؟
۴. [قدیمی] آگاه باش.
هوای گرمی که از ریه ها خارج می شود.
علامت جمع: خانه ها، چوب ها، سنگ ها.
ضمیرمفرد مغایب ( سوم شخص مفرد ) مونث: بعینها بنفسها( بخویشتن ).
تپانچه بر روی کسی زدن.
[ویکی الکتاب] معنی أَثَاماً: سزا-مجازات - کیفر سخت
معنی أَثْخَنتُمُوهُمْ: بسیار آنها را کشتید- برآنها غلبه کردید - آنان را از قدرت و توان انداختید (کلمه اثخان به معنای بسیار کشتن، و غلبه و قهر بر دشمن است. کلمه ثِخَن به معنی غلظت و بی رحمی است و اثخان کسی به معنی بازداشتن و مانع حرکت وجنبش او شدن است مثلاً با کشتن او. د...
معنی أَثَرِ: اثر-جای پا
معنی أَثَرْنَ: زیر ورو کردند-برپا نمودند
معنی أَثَرِی: در پی من
معنی أَثْقَالاًَ: بارهای سنگین
معنی أَثْقَالَکُمْ: بارهای سنگینتان
معنی أَثْقَالَهَا: بارهای سنگینش
معنی أَثْقَالَهُمْ: بارهای سنگینشان
معنی أَثْقَلَت: آن زن سنگین شد
معنی أَثْلٍ: نام گیاهی بی میوه(طرفاء)
معنی أَثُمَّ: آیا بعد از
معنی أَثْمَرَ: میوه داد
معنی أَثِیمٍ: گناه پیشه
معنی أَجِئْتَنَا: به سراغ ما آمده ای
ریشه کلمه:
ها (۱۳۹۹ بار)
حرف تنبیه است به معنی آگاه باشید و آگاه باش. بدانید شما آنهایید که در آنچه میدانید محاجه کردید. این «ها» چهار بار در قرآن مجید آمده است.
ها (ناشمردنی)
پس از اسم برای بیان چندین میآید (در نگارش به صورت پسوند هم استفاده میشود که بهشکل محکم خوانده میشود): تاکنون سفرها (سفر ها، چند سفر) رفتهام. شادیها (شادی ها، چند شادی) و غمها (غم ها، چند غم) تجربه کردهام. دهها (چند ده) جلد کتاب در حراجی فروشگاهاِ به حراج گذاشته شده بود.
قید استفهام: چه ها؟ چطور ها؟
هر فصل از کتاب «یسنا»
هوای بیرونآمده از ریه (بازدم)
(عامیانه) تاکید: همه چیز گرانشده، ها!
(عامیانه) آری، بلی (مقابل نه): - پس نان هم خریدی! - ها!
(عامیانه) پرهیزیدن: سر کُمدم نروی، ها!
(قدیم) آگاه باش
ضمیر مفرد غایب مؤنث به معنی «آن»، «او»، و «خویش»: فاطمه سلام اﷲ علیها دنیا و مافیها