نیک روز

لغت نامه دهخدا

نیک روز. ( ص مرکب ) سعید. سعادتمند. خوشبخت. نیک اختر:
جهاندار نیک اختر نیک روز
شما را سپرد آن زمان نیمروز.فردوسی.دگر آتش ز جام می فروزان
نشاط او چو بخت نیک روزان.فخرالدین اسعد.یافتستی روزگار امروز کن
خویشتن را نیک روز و نیک فال.ناصرخسرو.بدان را نیک دارید ای عزیزان
که خوبان خود عزیز و نیک روزند.سعدی.یکی گفتش ای خسرو نیک روز
ز دیبای چینی قبائی بدوز.سعدی.

فرهنگ معین

(ص مر. ) بختیار، سعادتمند.

فرهنگ عمید

خوشبخت، سعادتمند.

فرهنگ اسم ها

اسم: نیک روز (پسر) (فارسی) (تلفظ: n.-ruz) (فارسی: نيک‌روز) (انگلیسی: nik-ruz)
معنی: سعادتمند، خوشبخت

ویکی واژه

بختیار، سعادتمند.

جمله سازی با نیک روز

💡 یافته‌ستی روزگار، امروز کن خویشتن را نیک روز و نیک فال

💡 وآنکه او پارسی است روزی دان سرفرازی و نیک روزی دان

💡 شبی روشن چو صبح نیک روزان کواکب چون چراغ مه فروزان

💡 شود اجسام از شوقش بسوزان چنین کردند اینجا نیک روزان

💡 جهان چون به زاری برآید همی بد و نیک روزی سرآید همی