نیوشیده

لغت نامه دهخدا

نیوشیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) شنیده. ( ناظم الاطباء ). گوش کرده. ( فرهنگ فارسی معین ). مسموع. مقبول. رجوع به نیوشیدن شود:
ملک در دل آن راز پوشیده داشت
که قول حکیمان نیوشیده داشت.سعدی.|| ( اِ ) آوازه. شهرت. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(نِ دِ ) (ص مف. ) شنیده.

فرهنگ عمید

شنیده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) شنیده گوش کرده.

ویکی واژه

شنیده.

جمله سازی با نیوشیده

💡 نه همانا که سمع اشرف را حال من ماند نانیوشیده

💡 همه کم گوی و پر نیوشیده مهره پیدا و حقه پوشیده

💡 نیوشیده بر دیده و سر نهند ز دیده نیوشنده برتر نهند

💡 ملک در دل این راز پوشیده داشت که قول حکیمان نیوشیده داشت

💡 علم او عیب ما بپوشیده تو نگفته سر او نیوشیده

💡 ز ابلهان رازهاش پوشیده است لیک عاقل همه نیوشیده است

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
قیز یعنی چه؟
قیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز