رویانیده
مترادفها
روییده، رشد کرده
متضادها
خشکیده، پژمرده
لغت نامه دهخدا
رویانیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) نموداده شده. رشدداده. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به رویانیدن شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) نمو داده شده رشد داده.
جمله سازی با رویانیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از سال ۱۹۹۶ او همکاریهای خود را با اینار تورستین که متخصص معماری و نابغه ا ی در علوم هندسی است آغاز نمود. اولین قطعهٔ هنری خلق شده توسط آنان با عنوان ۸۹۰۰۰۰۵۴ ساختار عظیمی است با طول ۲٫۱ و عرض ۹٫۱ متر و با قطعات فولادی و فرم گنبد مانند خود چنان با زمینی که روی آن بنا شده پیوند یافتهاست که گویی از دل زمین برخاسته و ذهن بیننده در مواجههٔ با آن بسختی میتواند بپذیرد که این ستونها و ساختارها از اعماق زمین رویانیده نشدهاند