نوکران

لغت نامه دهخدا

نوکران. [ ن َ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش اشنویه شهرستان ارومیه، در 5 هزارگزی جنوب شرقی اشنویه و 5 هزارگزی جنوب جاده اشنویه به نقده، در جلگه سردسیری واقع است و 156 تن سکنه دارد. آبش از رودخانه اشنویه، محصولش غلات و حبوبات و توتون، شغل مردمش زراعت و گله داری و جاجیم بافی است. این ده شامل دو قسمت است به نام نوکران بالا و نوکران پائین، فاصله دو قسمت از هم یکهزار گز است و نوکران بالا71 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).

جمله سازی با نوکران

💡 نوکرانی نیز نیکو دارم اما هیچ یک بر سرش دستار بر تن جبه در پا هیچ نیست

💡 گر کسی در سرو شکلش نگرد قی بکند نوکرانش همه از گرسنگی قی بخورند

💡 صد را نوکرانت ز برو زیر شدند وز پهلوی اقبال تو ادبیر شدند

💡 نوکران میر حاج اختچی زین و پالان را به تنگ آورده‌اند

💡 نوکران من و اتباع مرا بعد از من خسته و زار و دل افکار فراموش مکن

💡 مرا ز جنس دگر نوکران پیاده شمار از آنتکه باز ندانند شعر را ز شعیر