نونهال

لغت نامه دهخدا

نونهال. [ ن َ / نُو ن ِ ] ( اِ مرکب ) درخت جوان. ( ناظم الاطباء ). نهال تازه. درخت تازه کاشته. ( فرهنگ فارسی معین ). || نونهالان؛کنایه از تازه جوانان و جوانان نورسیده اندک سال.

فرهنگ معین

(نُ. نِ ) (اِمر. ) ۱ - نهال تازه، درخت جوان. ۲ - کنایه از: کودک، خردسال.

فرهنگ عمید

نوجوان.

فرهنگ فارسی

نهال تازه، درخت جوان، درختی که تازه روییده است
( اسم ) نهال تازه درخت تازه کاشته.

ویکی واژه

نهال تازه، درخت جوان.
کنایه از: کودک، خردسال.

جمله سازی با نونهال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در دلش مغز وفا نیست هنوز از خامی نونهال است و ثمر خوب نبسته است هنوز

💡 ببین نونهالان بستان خویش دو رخشنده شمع شبستان خویش

💡 می شود هر روز فکرم یک سرو گردن بلند تا به فکر قامت آن نونهال افتاده ام

💡 به پیرامنش نونهالان نامی چگویم ز جانان و آن جان نثاران

💡 برد تاب از لطافت تازه گلهای بهاری را دهد آب از خجالت نونهالان گلستانی

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز