نواله پیچ

لغت نامه دهخدا

نواله پیچ. [ ن َ ل َ / ل ِ ] ( نف مرکب ) لقمه پیچ. لقمه گیر. کنایه از ریزه خوار:
ای عقل نواله پیچ خوانت
جان بنده نویس آستانت.نظامی.|| لقمه دهنده. || محسن. احسان کننده. || ( ن مف مرکب ) کسی که نوال و عطای بسیار به او داده شود.( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به معنی نخستین شود.

فرهنگ معین

( ~. ) (ص فا. ) ۱ - لقمه دهنده. ۲ - احسان کننده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- لقمه دهنده.۲- محسن احسان کننده.۳- کسی که نوال و عطای بسیار باو داده شود: ای عقل نواله پیچ خوانت جان بندهنویس آستانت. ( نظامی.گنجینه گنجوی.ص ۱۵۹ )

ویکی واژه

لقمه دهنده.
احسان کننده.

جمله سازی با نواله پیچ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چون به گورستان درآید استخوان عاشقی صد نواله پیچد از وی میرخوان عاشقان

💡 آنجا که ز تو نواله پیچند هفت و شش و پنج و چار هیچند

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران