نماء

لغت نامه دهخدا

نماء. [ ن َ ] ( ع مص ) گوالیدن. ( از منتهی الارب ). افزون شدن. ( دهار ). نمو. زیاد شدن و افزون شدن مال و جز آن. ( از اقرب الموارد ). || بلند برداشتن و سیر افروختن آتش را. ( از منتهی الارب ). بلند برافروختن و شعله ور ساختن آتش را. ( از اقرب الموارد ). || فربه شدن مردم. || برآمدن و بلند گردیدن آب. || برآمدن و افزون شدن رنگ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). غلیظ و پررنگ شدن سیاهی خضاب بر دست و موی و پررنگ و سیاه شدن مرکب بعد از نوشتن. ( از اقرب الموارد ). || گران گردیدن نرخ. ( از منتهی الارب ). بالا رفتن و گران شدن قیمت. ( از اقرب الموارد ). || برداشتن حدیث و خبر به کسی. || برداشته شدن سخن و حدیث. || سخن رسانیدن به وجه نیکوئی و اصلاح. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || منسوب نمودن به سوی کسی. ( از منتهی الارب ). نسبت دادن کسی را به پدرش. ( از اقرب الموارد ). || ناپدید شدن شکار و مردن آن در جائی دور از چشم شکارچی. ( از اقرب الموارد ). || ( اِمص ) افزونی. ( دهار ). زیادت. برکت. گوالش. ( یادداشت مؤلف ). نما.

فرهنگ معین

(نَ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - زیاد شدن. ۲ - بالیدن، رشد کردن.

ویکی واژه

زیاد شدن.
بالیدن، رشد کردن.

جمله سازی با نماء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تُطَهِّرُهُمْ التاء خطاب للنبی علیه السلام فیکون حالا و قیل التاء للتأنیث فتکون صفة للصدقة و کذلک قوله، وَ تُزَکِّیهِمْ بِها تزکیت پاک کردن بود کسی بهنر یا بپاکی بستودن، از عیب. اصل او از زکاة است و زکاة در عربیت نماء است روز افزونی و به روزی.

💡 نیک بنگر تا ببینی کز درخت جان بروئید و نماءِ در برست

💡 قد کنت اصلب شعره بید الفتی انمی فبدل فی الذیول نماء

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز