نفریدن

مترادف‌ها

بیزار شدن، متنفر شدن

متضادها

پذیرفتن، پناه دادن، همراه شدن

لغت نامه دهخدا

نفریدن. [ ن َ / ن ِ دَ ] ( مص ) نفرین کردن. دعای بد کردن. ( از برهان قاطع ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). لعن کردن. بدخواهی کردن. ( یادداشت مؤلف ). لعنت کردن. ( ناظم الاطباء ):
هر آنکس که بد پیش درگاه تو
بنفرید بر جان بیراه تو.فردوسی.ببارید خون زنگه شاوران
بنفرید بر بوم هاماوران.فردوسی.بسی نفرید بر گشت زمانه
که کردش تیر هجران را نشانه.فخرالدین اسعد.هم از آن کار آن داس دل خیره ماند
بر آن بت بنفرید و ز آنجا براند.اسدی.ز درد دل و جان بنالید سخت
بنفرید بسیار بر شور بخت.شمسی ( یوسف و زلیخا ).همانا که بر ما بنفرید سخت
که هم در زمان تیره شد روی بخت.شمسی ( یوسف و زلیخا ).نفریده به دشمنان جاهت
اجرام فلک چو خلق عالم.بوعلی چاچی.|| نفرت نمودن. پشولیدن. پسوریدن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(نَ دَ ) (مص م. ) نفرین کردن، لعنت کردن.

فرهنگ عمید

نفرین کردن، لعنت کردن.

ویکی واژه

نفرین کردن، لعنت کردن.

جمله سازی با نفریدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ثُمَّ قُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ (۲۰) و باز نفریدند او را چون باز انداخت با خود.

💡 فَقُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ (۱۹) بنفریدند او را چون باز انداخت با خود.

💡 نباید از کسانی که با وجود تمام اشتباهاتشان سعی در اصلاح خود دارند، با شدت و بی‌رحمی از آن‌ها متنفر شد و آن‌ها را از جامعه طرد کرد.

💡 در روابط انسانی بسیار مهم است که سعی نکنیم از ویژگی‌های اخلاقی دیگران متنفر شویم و به جای آن، سعی در درک دیدگاه‌های متفاوت آن‌ها داشته باشیم.

💡 هیچ‌کس نباید از فردی که به دلیل فقر و بی‌پناهی در شرایط سختی زندگی می‌کند، با نگاهی تحقیرآمیز و با شدت از او متنفر شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران