نفحات. [ ن َ ف َ ] ( ع اِ ) بوهای خوش. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). ج ِ نَفحَة. رجوع به نفحة شود:
ز بنفشه زار زلفش نفحات عید الا
سوی فخر دین و دولت شه دادگر نیاید.خاقانی.گوش هش دارید این اوقات را
درربائید اینچنین نفحات را.مولوی.نفحات صبح دانی به چه روی دوست دارم
که بروی دوست ماند که برافکند نقابی.سعدی.تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام
شمه ای از نفحات نفس یار بیار.حافظ.
(نَ فَ ) [ ع. ] (اِ. ) بوی های خوش.
= نفحه
جمع نفحه
(اسم ) جمع نفحه بویهای خوش: سلام و صلواتی که از مهب انفاس رحمانی با نفحات ریاض قدس همعنانی کند.
بویهای خوش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باز صبح طرب از مطلع امید دمید نفحات ظفر از گلشن اقبال وزید
💡 تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام نغمهای از نفحات نفس یار بیار
💡 زان جوهری که از نفحات نسیم او بینفخ صوره مرده شود حی بیاورید
💡 ترکا نفحات می از نافه اذفر به رخساره ام اصفر شد زان راح معصفر به
💡 ز بنفشهزار زلفش نفحات عید الا سوی فخر دین و دولت شه دادگر نیاید