نفاث

لغت نامه دهخدا

نفاث. [ ن َف ْ فا ] ( ع ص ) دمنده. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ) ( از ناظم الاطباء ). نفاخ. ( مهذب الاسماء ). آنکه می دمد. ( ناظم الاطباء ). سحار. سحرکننده. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(نَ فّ ) [ ع. ] (ص. ) دمنده، فوت کننده، جادوگر، ساحر.

فرهنگ فارسی

ساحر، جادوگر، مونث آن نفاثه
( صفت ) ۱ - دمنده فوت کننده. ۲ - جادوگر ساحر.

جمله سازی با نفاث

💡 ابن عاشور، مفسر سنی مذهب، در معنای «عقد» آورده‌است که عقد، جمع عقدة است و منظور از آن، گره‌هایی است که به واسطه آن خیاطی صورت می‌گیرد. ساحران برای سحر کردن دیگران، از گره کردن نخ‌ها استفاده می‌کنند و آن را مخفی می‌کنند تا سحر دوام بیشتری داشته باشد. ابن عاشور همچنین با اشاره به الف و لام تعریف در نفاثات، علت آن را مشخص بودن زنان ساحره نزد عرب دانسته‌است.

💡 سوی دیگر ز خانه حصیری و چند طفل زالی خمیده قد ز نفاثات فی العُقَد

💡 در درون سینه نفاثات اوست عقده‌های سحر را اثبات اوست

💡 قل اعوذت خواند باید کای احد هین ز نفاثات افغان وز عقد

انقاذ یعنی چه؟
انقاذ یعنی چه؟
خائوس یعنی چه؟
خائوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز