نغن. [ ن َ غ َ ] ( اِ )ناف. ( جهانگیری ) ( رشیدی ) ( از آنندراج ) ( از انجمن آرا ). || سوراخ ناف. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). || نانخواه. زنیان. تخمی است است که گاهی بر روی خمیر نان پاشند. ( از برهان قاطع ). نغنخلان. نغنخواد. نغنخوالان. نغنخوایین. ( ناظم الاطباء ).
(نَ ) (اِ. ) سوراخ و دایرة ناف.
( ~. ) (اِ. ) نان، خبز.
۱. [مجاز] نان.
۲. (زیست شناسی ) نان خواه، زنیان.
( اسم ) ۱ - نان خبز. ۲ - نانخواه زنیان.
سوراخ و دایرة ناف.
نان، خبز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز خرمی همه شب تا گه دمیدن صبح چو بخت خویش نخفته ست و هیچ نغنوده ست
💡 در جستن جام جم جهان پیمودم روزی ننشستم و شبی نغنودم
💡 بدخواه تو نغنوده شادمان خرم بنشین تو شادمان بغنو
💡 فرداست که باید ز دو عالم مژه بستن گر یک دو سه روزی به تماشا نغنودیم
💡 در عمر مرا با تو شبی خوش بودست زان وقت هنوز چشم من نغنودست
💡 مطرب خوش نوای من عشق نواز همچنین نغنغه دگر بزن پرده تازه برگزین