نغن

لغت نامه دهخدا

نغن. [ ن َ غ َ ] ( اِ )ناف. ( جهانگیری ) ( رشیدی ) ( از آنندراج ) ( از انجمن آرا ). || سوراخ ناف. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). || نانخواه. زنیان. تخمی است است که گاهی بر روی خمیر نان پاشند. ( از برهان قاطع ). نغنخلان. نغنخواد. نغنخوالان. نغنخوایین. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(نَ ) (اِ. ) سوراخ و دایرة ناف.
( ~. ) (اِ. ) نان، خبز.

فرهنگ عمید

۱. [مجاز] نان.
۲. (زیست شناسی ) نان خواه، زنیان.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - نان خبز. ۲ - نانخواه زنیان.

ویکی واژه

سوراخ و دایرة ناف.
نان، خبز.

جمله سازی با نغن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز خرمی همه شب تا گه دمیدن صبح چو بخت خویش نخفته ست و هیچ نغنوده ست

💡 در جستن جام جم جهان پیمودم روزی ننشستم و شبی نغنودم

💡 بدخواه تو نغنوده شادمان خرم بنشین تو شادمان بغنو

💡 فرداست‌ که باید ز دو عالم مژه بستن گر یک دو سه روزی به تماشا نغنودیم

💡 در عمر مرا با تو شبی خوش بودست زان وقت هنوز چشم من نغنودست

💡 مطرب خوش نوای من عشق نواز همچنین نغنغه دگر بزن پرده تازه برگزین

چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز