لغت نامه دهخدا
نعلی. [ ن َ ] ( ص نسبی ) به شکل نعل. ( ناظم الاطباء ). || نعل کرده شده. که بر سمش نعل فروکوبیده اند. اسبی که موقع نعل کردن آن فرارسیده است و او را نعل کرده اند. اسبی که قابل سواری شده است: و هر جانوری که دارم از اسب نعلی و استر... رها کرده شده است به سر خود در راه خدا. ( تاریخ بیهقی ص 318 ). || نزد مهندسان شکل مسطحی را نامند که دو قوس که تحدب آنها به یک میزان باشد آن شکل را احاطه کرده باشد؛ و هر یک از آن دو قوس بزرگتر از دو نیم دایره باشند. کذافی ضابط قواعد الحساب. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ).