نشانگاه

لغت نامه دهخدا

نشانگاه. [ ن ِ ] ( اِ مرکب ) جای نشان کرده شده. ( ناظم الاطباء ):
نشانگاه کورش کنون ایدر است
یکی بهره از وی به دریا در است.اسدی.نشان دادند و چون آگاه شد شاه
زمین را داد کندن بر نشانگاه.
|| نشان حدود. ( آنندراج ). || هدف. نشانه. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

جای نشان کرده شده. یا نشان حدود. یا هدف. نشانه.

جمله سازی با نشانگاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نشانگاه گورش کنون ایدرست یکی بهره از وی به دریا درست

💡 همیشه تا که سجودی بود عقبت رکوع در تو باد چو قبله نشانگاه سجود

💡 نشان دادند و چون آگاه شد شاه زمین را داد کندن بر نشانگاه

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز