نسب نامه. [ ن َ س َ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) شجره ای که بر آن انساب آباء و اجداد مرقوم باشد. ( آنندراج ). نژادنامه. شجره نسب. ( از ناظم الاطباء ). رجوع به مشجره شود:
نسب نامه دولت کیقباد
ورق بر ورق هر سوئی برده باد.نظامی.گر اسفندیار از جهان رخت برد
نسب نامه من به بهمن سپرد.نظامی.
(نَ سَ. مِ ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) ورقه ای که در آن صورت پدران یک فرد، یا مادران او، یا پدران و مادران وی نوشته شده باشد، شجرة النسب.
نوشته ای که اصل و تبار و نام اجداد کسی در آن ذکر شده باشد.
( اسم ) ورقه ای که در آن صورت پدران یک فرد یامادران اویاپدران ومادران وی نوشته شده باشدشجره النسب: قیمتی درقیامت ایمانست نه نسب نامهائ انسانست. ( حدیقه.مد.۶۷۳ )
ورقهای که در آن صورت پدران یک فرد، یا مادران او، یا پدران و مادران وی نوشته شده باشد؛ شجرة النسب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیطاقتیم عرض نسب نامهٔ مستی است چون موج می از سلسلهٔ ریشهٔ تاکم
💡 بهر اصل و نسب خویش نویسد بیرون هرچه خواهد ز نسب نامه ارباب دول
💡 شاهی کز آسمان نسب نامه صفی خورشیدوار سرزده از برج هشت و چار
💡 گلزار نسب نامه یاران عزیز است هر فاخته محمودی و هر سرو ایازی است
💡 زن چه نسب نامه ی ترکک شنفت گفت: مرا ده خبر ای نیک جفت
💡 می زیبدم امّا به نسب نامه ننازم من آدم دهرم، نشناسم اب و عم را